براي اينكه به سراغ اين مطالعه موردي برويم لازم هست كه در ادامه چند موضوع توضيح داده شود:

اول از همه برند پرومايز هست: برند پرومايز در واقع به معني مزايا و تجربياتي است كه كمپين هاي رقابتي سعي مي كنند به يك محصول در ذهن مصرف كنندگان كنوني و آينده آن ارتباط بدهند.

عنوان اين مقاله اين است كه چطور برند پرومايز تغييراتي را در يك سازمان بين المللي ايجاد مي كند.

چند سؤال از اين عنوان در ذهن ايجاد مي شود.

اول اينكه چرا بايد برند پرومايز تغييراتي را در يك سازمان بين المللي ايجاد كند و اينكه آيا اين تغييرات مثبت هستند يا بار منفي اي را با خود به همراه دارند؟

و اينكه چرا سازمان بين المللي را وي‍ژه و خاص و به قولي هايلايت كرده اند؟

آيا اين تغييرات تنها در سازمان بين المللي است يا اينكه چون مورد سازمان بين المللي بوده است به همين علت اين عنوان انتخاب شده است؟

از جهتي مي توان گفت كه منظور از اين تغييرات تغييراتي است كه سازمان جهت ايجاد برند پرومايز بايستي داشته باشد؟

يعني ما در اينجا پديده ايجاد برند پرومايز را در يك سازمان بين المللي بررسي خواهيم كرد؟

خوب در اين صورت مي توان حدس هايي زد 

جهت ايجاد برند پرومايز در يك سازمان بين المللي چه تغييراتي لازم هست كه انجام شود؟

1-  تغيير در بالاترين سطح هرم سازماني يعني مأموريت و منشور سازماني

2- تغيير در سطح مياني سازماني يعني روشهاي اجرايي و استراتژي ها

3- تغيير در فرهنگ سازماني

4- تغيير در بازار هدف و سگمنتيشن

اين تغييرات از چه نوع تغييراتي مي توانند باشند:

حالا مقاله را بررسي مي كنيم 

در اين مقاله اشاره شد كه فيليپس براي كمپين تبليغاتي خودش از شعار "sense and simplicity" استفاده كرده كه البته اين خود از طريق تحقيقات بازاريابي به عنوان بهترين شعار كشف شده است.

سپس با ايجاد تغييرات اساسي از توليد گرفته تا تبليغات تلوزيوني سعي در ترويج اين شعار تبليغاتي داشته است.

محصولات را به گونه اي طراحي مي كردند كه نيازهاي مشتري را كه در طي تحقيقات بازاريابي كشف شده بود ارضا كند از جمله اين نيازها اين بود كه مشتري مايل بود براي يك تكنولوژي بسيار پيشرفته پول پرداخت كند كه بتواند به سادگي با آن كار كند و به او حس خوبي ببخشد

فيليپس سعي كرد كه اين شعار تبليغاتي را در تمامي سطوح سازماني خود وارد سازد و همگي را از آن آگاه و به آن متعهد كند. و بدين ترتيب توانست به هدف خودش دست پيدا كند. بنابراين طبق حدسياتي كه زده شد اين تغييرات در تمام سطوح سازماني ايجاد شد و نه يك سطح خاص و بسيار اساسي بود.