در کنار افراد کار کنید؛ نه علیه آنها

 

آنجا که لازم است محکم بیاستید

آیا شما خودتان را آدم با جرأت می دانید؟ و با جرأت بودن برای شما چه معنایی دارد؟

آیا این به معنی اعمال حقتان در همه زمان ها است، همیشه؟ یا بدین معنی است که بدانید چه موقع کس دیگری یا علت یا پیامد دیگری بر حق شما پیشی بگیرید.

برای مثال، آیا رئیسی که انبوهی از کار را روی میز کار کارمند در بعد از ظهر قبل از رفتن وی به تعطیلات تلمبار می کند، با جرأت است؟ یا، آیا کارمندی که درحال آماده شدن برای رفتن به تعطیلات است، وقتیکه به رئیس خود می گوید که کارها را بعد از بازگشت از تعطیلات انجام می دهد با جرأت قلمداد می شود؟

همیشه نمی توان رفتار با جرأت واقعی را تشخیص داد. این بدین سبب است که خط نازکی بین با جرأت بودن و تهاجمی بودن وجود دارد. بنابراین، بعضی از تعاریف برای مجزا کردن این دو از هم می توانند مفید باشند:

با جرأت بودن بر پایه توازن است-در اینجا لازم است نسبت به خواسته ونیازهای خودتان در حالیکه حقوق، نیازها و خواسته های دیگران را در نظر دارید رو راست باشید. هنگامی که با جرأت هستید، شما آنچه را که می خواهید طلب می کنید اما ضرورتاً آن را دریافت نخواهید کرد.

رفتار تهاجمی بر پایه بردن است- در اینجا لازم است آنچه را که بهترین علاقه شما است بدون در نظر گرفتن حقوق، نیازها، احساسات و تمایلات دیگران انجام دهید. وقتی شما تهاجمی هستید، شما آنچه را که می خواهید بدون در نظر گرفتن دیگران بدست می آورید و شما معمولاً آن را طلب نمی کنید.

بنابراین، رفتار آن رئیس را می توان تهاجمی تعبیر کرد. بله، او کاری کرده بود که لازم بود انجام شود. اگرچه، با آوار کردن آن بر سر کارمند خود در چنان زمان نامناسبی، او فقدان کامل توجه را به نیازها و احساسات کارمند خود نشان داده است.

کارمند از سوی دیگر، رفتار جرأت آمیزی را هنگامی که به رئیس خود اطلاع می دهد که کار انجام خواهد شد، اما زمانی انجام خواهد شد که او از سفر بازگردد، نشان داده است. او از حق خود دفاع کرده است در حالیکه نیاز رئیس خود را برای انجام شدن کار تشخیص داده است.

با جرأت بودن الزاماً آسان و ساده نیست، اما مهارتی است که می تواند آموخته شود. توسعه جرأت با داشتن یک فهم خوب از اینکه شما چه کسی هستید و عقیده به ارزشی که ایجاد می کنید آغاز می شود. هنگامی که آن را داشته باشید، شما پایه برای اعتماد به نفس به دست آورده اید. جرأت به شما کمک می کند تا آن اعتماد به نفس را ایجاد کنید و مزایای بسیار زیاد دیگری را برای بهبود روابطتان در کار و حوزه های دیگر زندگی تان به همین شیوه ایجاد کنید. به طور کل، افراد با جرأت:

  • راحت تر به رابطه برنده-برنده دست می یابند- آنها ارزش را در خود و حریف خود دیده و می توانند به سرعت زمینه های مشترک را بیابند.
  • حلال مشکلات بهتری هستند- آنها در انجام دادن هر آنچه که باعث پیدا کردن بهترین راه حل شود احساس قدرت می کنند.
  • کمتر مضطرب می شوند-آنها می دانند که دارای قدرت شخصی هستند و وقتی کارهای آنطور که برنامه ریزی کرده بودند و یا انتظار داشتند پیش نرود، احساس تهدید شدن یا قربانی شدن نمی کنند.
  • آنها کننده کار هستند-آنها کارها را انجام می دهند زیرا می دانند که می توانند.

وقتی شما با جرأت عمل می کنید، بدین معنی است که با انصاف و عدل عمل می کنید. قدرتی که از آن استفاده می کنید از اتکاء به نفس شما و نه از ایجاد ارعاب و یا زورگویی حاصل می شود. وقتی با دیگران با چنان عدالت و احترامی برخورد می کنید، همان رفتار را در عوض دریافت خواهید کرد. شما به شخصیت خوبی تبدیل می شوید و افراد شما را به عنوان یک رهبر و کسی که می خواهند با او کار کنند می بینند.

جرأت خود را توسعه دهید

بعضی از افراد به طور طبیعی از دیگران با جرأت تر هستند. اگر روحیات شما بیشتر به سمت انفعالی بودن یا تهاجمی بودن است، لازم است که بر روی مهارت های زیر برای توسعه جرأت خود کار کنید.

به خود و ارزشهای خود ارزش بدهید

  • این را درک کنید که حقوق، افکار، احساسات، نیازها و تمایلات شما به اندازه دیگران با اهمیت هستند.
  • اما به خاطر داشته باشید که آنها به همین ترتیب از ارزشهای دیگران مهم تر نیستند.
  • حقوق خود را بشناسید و از آنها حمایت کنید.
  • باور داشته باشید که لیاقت برخورد محترمانه و با وقار را دارید.
  • عذر خواهی برای هر چیزی را متوقف کنید.

نیازها و خواسته های خود را شناسایی کنید و بخواهید که آنها را برآورده کنید.

  • منتظر اینکه کسی تشخیص دهد که شما به چه نیاز دارید ننشینید (ممکن است مجبور شوید برای همیشه منتظر بمانید).
  • با تمام قوا و پتانسیل عمل کنید، نیازهایتان بایستی دیده و برآورده شوند.
  • روشهایی برای برآورده کردن نیازهایی خودتان بدون قربانی کردن نیازهای دیگران بیابید.

اینکه افراد مسئول رفتار خودشان هستند را بپذیرید:

  • مرتکب اشتباه پذیرفتن مسئولیت اینکه افراد چطور به حالت های شجاعانه شما (خشم و عصبانیت) عکس العمل نشان می دهند، نشوید. شما فقط می توانید خودتان را کنترل کنید.
  • تا زمانی که نیازهای کسی دیگری را پامال نکرده باشید، از این حق برخوردارید که آنچه را که می خواهید بیان کرده یا انجام دهید.

افکار و احساسات منفی را در با یک روش مثبت و سالم بیان کنید.

  • به خود اجازه عصبانی بودن را بدهید اما همیشه محترمانه برخورد کنید.
  • آنچه در ذهنتان است را بیان کنید اما طوری بیان کنید که احساسات دیگران را آسیب نزند.
  • احساسات خود را کنترل کنید.
  • از خودتان دفاع کنید و افرادی را که با شما یا حقوق شما چالش ایجاد می کنند را کنترل کنید.

انتقادات و تعریفها را به طور مثبتی پذیرا باشید:

  • تعارفات را از روی بخشندگی بپذیرید.
  • به خود اجازه اشتباه کردن بدهید و از دیگران کمک بخواهید.
  • به طور مثبتی بازخوردها را بپذیرید-خود را برای بیان اینکه موافق نیستید آماده کنید اما عصبانی یا آزاردهنده نشوید.

یاد بگیرید در جایی که نیاز است نه بگویید. نه گفتن پدر جد شجاعت و جرأت است!

  • محدودیت های خود را و آنچه باعث می شود شما احساس مورد سوء استفاده قرار گرفتن بکنید را بشناسید.
  • بدانید که شما قادر به انجام هر کاری و راضی نگه داشتن همه نیستید و با این قضیه OK باشید.
  • با آنچه برای شما درست است پیش بروید.
  • جایگزین دیگری برای راه حل برنده-برنده پیشنهاد دهید.

تکنیکهای ارتباطی شجاعانه

روشهای مختلفی برای برقراری ارتباط به صورت شجاعانه وجود دارد. با دانستن اینکه چطور می توان با جرأت بود، شما به سرعت می توانید این تکنیک ها را با هر موقعیتی که با آن رو به رو می شوید تطبیق بدهید.

عبارتهای "من"

 

از من می خواهم، من نیاز دارم یا من احساس می کنم برای انتقال بیانات اصلی خود استفاده کنید.

من قویاً احساس می کنم که ما نیاز به یک شخص ثالث برای میانجی گری در مورد این عدم توافق داریم.

عبارت های تلقینی

اول، اینکه چطور طرف دیگر موقعیت را می بیند تشخیص دهید.

من فهمیدم که شما با کار کردن با Arlene مشکل دارید.

سپس آنچه را که نیاز دارید بیان کنید:

اگرچه، این پروژه لازمه که تا جمعه کامل بشه. بیایید با هم بنشینیم و طرحی رو برای اجرای او آماده کنیم.

بیانات شدید

این نوع از شجاعت زمانی لازمه که تلاش اولیه شما برای برآورده کردن نیازهایتان موفقیت آمیز نبوده باشد.

این تکنیک شامل هر چه مقاوم تر شدن با گذر زمان است. این ممکن است شما را به جایی برساند که به فرد مقابل اعلام کنید در صورتی که رضایت شما جلب نشود شما فلان کار را خواهید کرد. اگرچه به خاطر داشته باشید که، فارغ از پیامدهایی که دریافت می دارید، ممکن است آنچه که می خواهید را در آخر دریافت نکنید.

جان، این سومین باری هست که من مجبورم با تو در مورد دیر اومدنت صحبت کنم. اگر یک بار دیگه تو این ماه دیر بیای، مجبورم فرایند انظباطی رو فعال کنم.

 

زمان بیشتری رو طلب کنید

گاهی اوقات، شما فقط نیاز هست بیان حرفتان را به تعویق بیاندازید. ممکن است زیادی احساساتی باشید یا ممکن است از آنچه که می خواهید آگاهی نداشته باشید. صادق باشید و به طرف خود بگویید که چند دقیقه ای برای جمع کردن افکارتان نیاز دارید.

دیو، درخواست تو منو غافل گیر کرده . نیم ساعت دیگه جوابتو می دم.

افعال خودتان را تغییر دهید

  • از نمی خواهم به جای نمی توانم استفاده کنید
  • از می خواهم به جای نیاز دارم استفاده کنید.
  • از انتخاب می کنم به جای مجبورم استفاده کنید.
  • از می توانم به جای باید استفاده کنید.

رکوردهای شکسته

در رأس زمان پیامی را که می خواهید انتقال دهید آماده کنید.

در حال حاضر هیچ پروژه دیگری را نمی توانم بپذیرم

در طول مکالمه، با استفاده از زبان مشابه پیامتان را دوباره از نو بیان کنید. اجازه نرم شدن به خودتان ندهید. سرانجام فرد مخاطبتان متوجه خواهد شد که شما نسبت به آنچه که می گویید مصمم هستید.

من می خوام که شما روی پروژه کلنسی کار کنید.

در حال حاضر هیچ پروژه دیگری را نمی توانم بپذیرم

در صورتی که با من همکاری کنید به شما اضافه تر پرداخت می کنم.

در حال حاضر هیچ پروژه دیگری را نمی توانم بپذیرم

جدی می گم، این واقعا اهمیت داره، رئیسم اصرار داره که این انجام بشه.

در حال حاضر هیچ پروژه دیگری را نمی توانم بپذیرم

می شه به عنوان یه لطف شخصی این کار رو انجام بدی؟

متأسفم، روابط گذشته مون واسه من ارزشمند اما راحت بگم در حال حاضر هیچ پروژه دیگری را نمی توانم بپذیرم.

نکته:

مراقب تکنیک رکوردهای شکسته باشید. اگر از این تکنیک برای حفاظت از خودتان در برابر استثمار استفاده می کنید، این خوب است. البته اگر از این تکنیک برای اعمال زور به کسی برای انجام کاری بر خلاف خواست آنها استفاده می کنید، این نادرست و بد است.

سند سازی

این تکنیک شامل آماده کردن پاسخ های خودتان با استفاده از رویکرد چهار مرحله ای است که در ادامه توصیف می شود:

  1. واقعه یا رویداد: به فرد دیگر بگویید که دقیقا موقعیت یا مشکل را چطور می بینید. جاکوب، هزینه های تولید این ماه 23 درصد بیشتر از میانگین شده است. تو هیچ اطلاعی از این موضوع به من ندادی، که بدین معنی است که من کاملا با این اخبار سوپرایز شدم.
  2. احساسات شما: اینکه از ابراز احساساتتان چه حسی به شما دست می دهد را به وضوح توصیف نمایید. این مسئله باعث نا امیدی من شده و باعث شده من احساس کنم که شما اینکه تا چه حد کنترل های مالی در این شرکت مهم هستند را یا نفهمیده و یا درک نمی کنید.
  3. نیازهایتان: به فرد مقابل بگویید که نیازهای شما چه هستند بدین ترتیب آنها مجبور نیستند که نیازهای شما را حدس بزنند. من نیاز دارم شما با من صادق باشید و به من اجازه بدهید زمانی که هزینه ها به طور معنی داری از سطح بودجه فراتر می روند در جریان قرار بگیرم.
  4. پیامدها: پیامدهای مثبتی که در صورت ارضاء نیازهایتان رخ می دهد را توصیف کنید. من اینجا هستم تا در هر شرایطی به شما کمک و پشتیبانی کنم. اگر به من اعتماد کنید، سپس با یکدیگر ما می تونیم مشکل را از سر راه بر داریم.

به محض اینکه شما نسبت به آنچه می خواهید بگویید یا بیان کنید واضح و روشن شوید، انجام آن به واقع آسان تر خواهد بود.

نکات کلیدی

با جرأت بودن بدین معنی است که بدانیم خط نازک بین جرأت و تهاجم در کجا قرار گرفته است و بر روی این خط به تعادل برسیم. این به معنی داشتن حس قوی نسبت به خودتان است و تصدیق اینکه شما لیاقت گرفتن آنچه که می خواهید را دارید. و این به معنی دفاع کردن از حق خودتان در شرایط دشوار است.

جرأت می تواند آموخته شود و یا توسعه یابد، و البته این یک شبه اتفاق نمی افتد و با تمرین هایی که اینجا آورده شده شما به آرامی در بیان آنچه می خواهید و یا نیاز دارید با اعتماد به نفس تر خواهید شد. همانطور که جرأت شما بهبود می یابد، کارایی و بهره وری شما نیز بهبود می یابد. از امروز آغاز کنید و ببینید که چطور با جرأت بودن به شما اجازه می دهد تا با مردم برای انجام کارهایتان، حل مشکلاتتان و رسیدن به راه حل های مورد نیازتان کار کنید.