استراتژی خود را توسعه دهید

مسیر خود به موفقیت را بیابید.

مرحله اول: محیط و زمینه ای را که در آن فعالیت دارید را تجزیه و تحلیل نمایید.

در این مرحله، نسبت به درک کامل محیطتان اطمینان حاصل می کنید. برای این امر مراحل زیر را دنبال کنید:

  • سازمانتان را تجزیه و تحلیل کنید

ابتداً، منابع، تعهدات، توانمندی ها، نقاط قوت و ضعف خود را بررسی کنید. تجزیه و تحلیل SWOT ابزار مناسبی برای نشان دادن نقاط قوت و ضعف شما هستند به شرطی که به درستی استفاده شود.

  • محیط خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید

اکنون نوبت آن است که محیط عملیاتی کنونی خود را برای پیش بینی اینکه امور به چه سمتی می رود بررسی کنید. آیا فرصت هیجان انگیزی هست که بایستی دنبال کنید؟ چه سناریوهایی احتمالاً در صنعت شما وجود خواهد داشت و چطور این سناریوها کاری که شما انجام می دهید را تحت تأثیر قرار می دهد. ابزارهای PEST Analysis, Porter's Diamond, and Porter's Five Forcesنقطه شروع خوبی برای بررسی محیطتان ارائه می دهند و به شما نشان می دهند که در کجا از موقعیت خوبی در محیط برخوردار هستید و در کجا ممکن است دچار مشکل شوید.

  • مشتریان و سهامداران خود را مورد بررسی قرار دهید.

استراتژی طریقی که شما به موفقیت دست می یابید را مشخص می کند و دستیابی به موفقیت به طور کلی به اینکه چطور مشتریان خود را راضی می گردانید شکل می گیرد. استراتژی ای که انتخاب می شود بایستی این نیازها را در نظر داشته باشد. مشتریان و سهامداران خود را شناسایی کنید. مشتریان شما چه می خواهند؟ و سهامداران کلیدی در موفقیت شما چه کسانی هستند؟ تجزیه و تحلیل سهامداران به شما کمک می کند که این نیازها را برطرف کنید.

  • رقبای خود را بررسی کنید

در یک شرکت سود ده بایستی نحوه مقایسه محصولات خود با محصولات رقبا را درک کنید، و همینطور توانایی هایی که رقبا دارند را بیابید. اینکه ورود به بازار شما چقدر ساده و یا سخت است و چه جایگزین هایی مشتریان در اختیار دارند. تجزیه و تحلیل USP Analysis می تواند در این زمینه به شما کمک کند.

مرحله دوم: شناسایی گزینه های استراتژیک

  • گزینه ها را طوفان مغزی کنید

از ابزارهای خلاقیت همچون Brainstorming, Reverse Brainstorming and Starbursting برای پیدا کردن پروژهایی که با اجرای آنها می توان مزیت رقابتی ایجاد استفاده کنید. طوفان مغزی خود را با ارجاع به مأموریت سازمانی رهبری کنید اما بسته به نقشی که در سازمان دارید محدودیت هایی که توسط مأموریت برایتان ایجاد می شود را در نظر داشته باشید.

  • فرصتها و تهدیدها را بررسی کنید.

تجزیه و تحلیل SWOT بعضی از مهمترین تهدیدها و فرصتها را به شما نشان داد. با استفاده از آن به عنوان نقطه شروع ، راههای حداکثر سازی فرصتها و حداقل سازی تهدیدها و یا تغییر تهدیدها به فرصت ها را طوفان مغزی کنید.

  • مشکلات را حل کنید.

رویکرد حل مسئله می تواند در این مرحله کمک کننده باشد. اگر مشکل شما این است که به اهداف خود دست نمی یابید، از خودتان بپرسید که چطور می توانید بر این مشکل فائق آیید. (اگر در صنعتی که فعالیت دارید همه یک مشکل خاص را داشته باشند، با حل کردن آن می توانید به یک مزیت رقابتی دست یابید.).

برای مثال، ابزارهایی چون Root Cause Analysis, the 5 Whys, and Appreciative Inquiryمی توانند رویکردهای جدیدی به شما برای حل مشکلات بدهند.

مرحله سوم: ارزیابی و انتخاب گزینه های استراتژیک

مرحله نهایی ارزیابی گزینه های استراتژیک به جزئیات و انتخاب گزینه ای است که می خواهید تعقیب کنید

  • گزینه ها را ارزیابی کنید

با ارزیابی هر گزینه در پرتو فاکتورهای زمینه ای که در مرحله اول شناسایی کرده اید شروع کنید. این فاکتورها درباره هر گزینه به شما چه می گویند؟

تکنیک هایی همچون Risk Analysis, Failure Modes and Effects Analysis and Impact Analysis به شما در شناسایی عواقب منفی ممکن هر گزینه که ممکن است از نظر دور مانده باشد کمک می کند. اطمینان حاصل کنید که به طور کامل این مرحله را انجام داده باشید.

گزینه ها بایستی از نظر مالی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند. تکنیک هایی همچون Cost-Benefit Analysis, Break-Even Analysis را استفاده نمایید. همچنین استفاده از Net Present Values (NPVs) and Internal Rates of Return (IRRs) و Decision Trees می تواند کمک کننده باشند.

تجزیه و تحلیل شبکه ای (Grid Analysis) برای ارزیابی همزمان شاخصهای تصمیم گیری مالی و غیر مالی می تواند مؤثر باشد. این ابزار به شما کمک می کند که شاخص های تصمیم گیری فردی را سبک سنگین کرده و خصوصیات ذهنی را همچون تناسب با تیم و احتمال پذیرش تیم در نظر بگیرد. همچنین فاکتورهای عینی و محسوسی همچون هزینه ها و بازگشت سرمایه را نیز در نظر داشته باشد.

  • بهترین روش را برای حرکت به جلو انتخاب کنید.

پس از تکمیل ارزیابی لازم است که بهترین گزینه و یا گزینه های استراتژیک خود را انتخاب کنید. اطمینان یابید که گزینه های انتخاب شده آنقدر زیاد نباشند که منابع شما کفاف آنها را ندهد.

سازگاری ایده های انتخاب شده را با چشم انداز، مأموریت و ارزشهای سازمان کنترل کنید و در صورت نیاز به روز آوری نمایید.

فرضیات خود را با ابزار Ladder of Inference کنترل کنید. این ابزار به شما کمک می کند که عقلانی بودن فرایندی که برای توسعه استراتژی خود انتخاب کرده اید را تأیید کنید.

اجرای استراتژی

توسعه استراتژی ای که نتوانید با موفقیت آن را اجرا کنید اصلاً خوب نیست و این درست جایی است که بیشتر مردم گمراه می شوند. برای از بین بردن گپ بین توسعه و اجرای استراتژی از ابزارهای VMOST Analysis و Balanced Scorecard استفاده کنید و تکنیک های لازم در مدیریت پروژه می تواند کمک کننده باشند.